تبلیغات
همسنگر - یاد ماندگار حسین خرازی

امروز:

یاد ماندگار حسین خرازی


دكترحسین علایی : گرچه از روزی كه جنگ آغاز شد و در جبهه حضور یافتم با اولین افراد جدیدی كه آشنا شدم یكی « حسن باقری » و دیگری « حسین خرازی » بود ولی در سال های اخیر درباره دوران به یاد ماندنی دوستی با شهید حسین خرازی زیاد فكر كرده ام . اغلب ازخود می پرسم كه او چه ویژگی ها و خصوصیاتی داشته است كه باعث شده اینقدر برای من و برای كسانی كه اندكی با وی آشنایی داشته اند همچنان جاذبه داشته باشد و در حال حاضر هم فقدانش با حسرت احساس شود
از سوی دیگر این سئوال همیشه مطرح است كه چه چیزهایی وجود دارد كه می توان از حسین خرازی آموخت او چه اثری در زندگی امروز ما می تواند داشته باشد او در زندگی كوتاه خود چه كارهایی انجام داده است كه با مطالعه آنها می توان به شخصیت وی پی برد
حسین خرازی انسانی جالب و شخصیتی با ابعاد گوناگون و پررمز و راز برای دوستانش بود. بی تردید او یكی از بنیانگذاران و قافله سالاران شیوه ها و تاكتیك های جدید ایران در مقابله و درگیری با دشمن متجاوز بعثی بود. هنوز هم می توان به زیبایی روش هایی كه او برای مواجهه با قوای دشمن عنود بكار می گرفت اندیشید و چگونگی اجرای آنها را مورد بررسی قرار داد. از زمانی كه او از صحنه درگیری های وابستگان به حزب بعث عراق در كردستان به جنوب آمد و در دارخوین در نزدیكی های آبادان كه در محاصره بود مستقر شد تا زمانی كه در زمستان سرد كربلای 5 در محور شلمچه به دیدار معبود شتافت تمام زندگی اش در برنامه ریزی و سازماندهی و شركت در نبردهای گوناگون برای بیرون راندن ارتش متجاوز بعثی از خاك عزیز ایران و به منظور دفاع از كشو امام زمان (ع ) سپری گشت . او در عملیات های ثامن الائمه طریق القدس فتح المبین و بیت المقدس نقش بسیار مهمی را ایفا كرد و جز فاتحان خرمشهر محسوب می گردد.
شیوه های جنگی او در تمام عملیات های فوق راهگشای گره های سخت جبهه بوده است . حسین به طور مرتب بر توانایی های تاكتیكی خود می افزود و شیوه های جنگی خود را تكامل می بخشید.
در حال حاضر هم مهم ترین مسئله برای دفاع از انقلاب اسلامی و كشور چگونگی اتخاذ راهبردها و تاكتیك هایی جدید برای روبرو شدن با تهاجم احتمالی تهدید آینده است . هیچگاه نمی توان تنها با شیوه های گذشته و تاكتیك هایی كه برای دستگاه فكری دشمن روشن است جهت مقابله با تهدید آینده وارد عمل شد. آن چه مهم است خلق شیوه ها و رهكارهای تازه ای است كه حسین خرازی یكی از مبتكران چنین روش ها و تاكتیك هایی در دوران جنگ تحمیلی بوده است .
حسین خرازی بنیانگذار و موجود یكی از پایدارترین تشكل های نظامی قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران یعنی لشكر 14 امام حسین (ع ) بوده است . او توانست حول محور پرجاذبه وجود خود جمعی از متدین ترین جوانان جامعه را كه عمدتا از استان اصفهان به جبهه های جنگ اعزام می شدند گردهم آورد و به رغم تربیت غیرتشكیلاتی ما ایرانیان یك سازمان جهادی پایدار و یك تشكل رزمی پرتوان را برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوجود آورد و نمونه ای از یك كار جمعی توسعه یافته را به جامعه حزب اللهی ایران ارائه دهد. خرازی شجاعتی مثال زدنی داشت . شجاعت او بارها در مقابل ارتش متجاوز بعثی و در تك تك عملیات ها خود را نشان می داد علاوه بر آن او از معدود فرماندهانی بود كه توانست در مقابل خواسته های نشدنی و یا غیراجرایی فرماندهان رده های بالاتر از خود بایستد و به طرح های عملیاتی نشدنی « نه » بگوید. ایستادن در مقابل نظر افراد بزرگتر از خود جسارت و شجاعتی بیش از ایستادن در مقابل ارتش صدام لازم داشت و حسین این شجاعت و این دلاوری را داشت . از آنجا كه او همیشه در صحنه های اصلی میدان نبرد حضوری فعال داشت بنابراین قدرت تشخیص و درك بالایی از توان و نیات و شیوه های جنگی دشمن پیدا كرده بود كه به او بصیرت لازم را برای مواجهه با شرایط سخت داده بود. برای مثال در عملیات فتح المبین نیروهای لشكر امام حسین در منطقه عین خوش به قوای دشمن حمله كرده و توانستند موفقیت چشم گیری بدست آورند. اما در ادامه درگیری ها در مقطعی از عملیات گردان های لشكر امام حسین به دلیل مقاومت نیروهای دشمن از پیش روی بازماندند و با پاتك های تعجیلی ارتش بعثی عملا به محاصره قوای دشمن درآمدند . در این درگیری ها ارتش بعثی موفق شد كه نیروهای تیپ 41 ثارالله را كه در كنار گردان های تیپ 14 امام حسین وارد عمل شده بود تا حدودی به عقب براند و جناح تیپ امام حسین را به اشغال خود درآورد. در چنین شرایطی تنها نیروهای تیپ امام حسین (ع ) در برابر قوای دشمن باقی مانده و مقاومت می كردند. نگرانی از ادامه تهاجم دشمن و احتمال تسلط ارتش بعثی بر رزمندگان تیپ امام حسین موجب شد تا فرماندهی قرارگاه كربلا از حسین خرازی بخواهد كه نیروهای خود را برای رهایی از اسیر شدن به دست قوای دشمن به عقب بكشاند. او كه خود در صحنه نبرد و درگیری ها حضور فعالی داشت این عقب نشینی را موجب شكست كل عملیات فتح المبین می دانست . بنابراین به جای پذیرفتن عقب نشینی و خلاصی از زیر آتش و فشار دشمن اعلام كرد كه من می مانم و می جنگم . او قدرت مقاومت را در رزمندگان تیپ امام حسین می دید و احساس می كرد كه ماندن و جنگیدن می تواند شرایط را به نفع قوای خودی تغییر دهد. بنابراین می گفت باید ایستاد و مقاومت كرد و زسختی اوضاع نباید هراسید. او با تفالی به قرآن كه از سوی هم رزم عزیزش حجت الاسلام مصطفی ردانی پور صورت گرفت تشخیص خود را برای عدم عقب نشینی از مقابل ارتش بعثی در چنین شرایطی صحیح دانست و قرارگاه اداره كننده صحنه عملیات را نیز قانع كرد كه رزمندگان تیپ امام حسین (ع ) قادرند تا به مقاومت در برابر قوای بعثی ادامه دهند و در نهایت صحنه جنگ را به نفع قوای اسلام تغییر دهند. بنابراین او ماند و پیروزی بزرگی را برای عملیات فتح المبین رقم زد.
در آن دوران روش تصمیم گیری در میدان جنگ به صورت یكطرفه و فقط از بالا به پایین نبود بلكه فرماندهی عملیات با توجه به دیدگاه ها و نظرات یگان های عمل كننده و مشاوره فراوان با فرماندهان یگان ها تصمیمات درست را متناسب با شرایط موجود اتخاذ می كرد. در چنین شرایطی است كه ایستادگی و مقاومت و جنگیدن رزمندگان همراه خرازی باعث شد كه گشایشی در كل جبهه نبرد بوجود آمده و با حمله سایر یگان ها از جمله تیپ های 8 نجف و 25 كربلا به مواضع دشمن در منطقه رقابیه و حمله یگان هایی مانند تیپ 27 محمد رسول الله (ص ) به تپه های علی گره زد و تیپ المهدی به ارتفاعات رادار وضعیت و شرایط به نفع رزمندگان اسلام تمام شود. حسین خرازی اگر در اینجا جسارت مخالفت با تصمیم و تدبیر فرماندهی قرارگاه كربلا را در خود نمی دید اطمینان از استقبال فرماندهی رده بالاتر از ارائه نظراتش را نمی داشت این عملیات ممكن بود كه به موفقیت كامل نرسیده و از رسیدن به اهداف خود ناكام ماند. در این صورت فرماندهی قرارگاه كربلا بیش از هر چیز احساس ضرر می كرد.
خرازی در جنگ افق های بالاتر را هم می دید. او در عین انعطاف و توجه به مقتضیات و شرایط جبهه ها آماده بود تا در جایی كه لازم بود « نه » بگوید. او هم هیجان و شور اسلامی داشت و هم این هیجان و شور در او ماندنی و پایدار بود. حسین اهل تامل تفكر و تعمق درباره مسائل مربوط به حوزه های گوناگون نبرد بود. همه فرماندهان و طراحان عملیات به او اعتماد داشتند و بر شیوه ها و تاكتیك های او تكیه می كردند. به همین خاطر می توان گفت او انسانی كمیاب در جبهه های نبرد بود كه وجودش بسیار برای جنگیدن با دشمن ضروری می نمود. رفتن او لطمه ای بر پیكر توان رزمی و قدرت دفاعی ایران بود به طوری كه جای خالی او برای همیشه احساس می گردد. او در ادامه تلاش های خود توانست استعداد تیپ امام حسین را به سه برابر افزایش داده و سازمان خود را تبدیل به یك لشكر بنماید . لشكر امام حسین (ع ) پس از حسین خرازی فرماندهان بسیاری را به خود دیده است ولی لشكر 14 همیشه با نام حسین خرازی شناخته می شود. این لشكر علاوه بر نقش مهمی كه در دوران دفاع مقدس داشت توانست نام استان اصفهان را نیز در فداكاری های ملت ایران در دوران جنگ تحمیلی جاودانه نماید.
ویژگی مدیریت حسین خرازی در دو چیز خلاصه می شد 1 ـ اخلاق اسلامی 2 ـ دانش جنگی كه آن را در میدان جنگ آموخته بود .
آنچه در حسین وجود داشت خلوص صداقت صمیمیت و « شجاعت در بیان و در میدان » و « نظم و برنامه ریزی در كارها » بود.
حسین خرازی برای تشكیل لشكر امام حسین (ع ) منتظر رسیدن جنگ افزار و تسلیحات نماند. او ابتدا لشكر را درست كرد و سپس آن را با سلاح های عمدتا به غنیمت گرفته شده از قوای دشمن در نبردهای مختلف تجهیز كرد . او با توجه به نیاز آن دوره جنگ لشكر 14 امام حسین (ع ) را به گونه ای سازماندهی كرد كه بتواند آن را در همه نبردها در دشت و كوه و دریا و جنگل بكار گیرد. باید گفت حسین خرازی یكی از خط شكن ترین و پرقدرت ترین یگان های دوران دفاع مقدس را در قالب لشكر امام حسین (ع ) بوجود آورد. هیچ عملیاتی در دوران جنگ تحمیلی وجود ندارد مگر آنكه حسین خرازی و لشكر امام حسین (ع ) یكی از نقش آفرینان مهم آن بوده اند.
خرازی بیش از آنكه سخن و گفتارش شیوا و دل نواز باشد كردار رفتار و عملش آموزنده و راه گشا و الگو بود. رزمندگان لشكر كه از داوطلبان بسیجی اقشار مختلف مردم تشكیل می شدند آنچنان او را دوست داشتند كه هر رفتاری را كه فرمانده محبوبشان انجام می داد با علاقه از او تقلید می كردند. برای مثال در زمانی كه حسین خرازی پیراهن پاسداری خود را بر روی شلوار می انداخت رزمندگان لشكر نیز با علاقه مثل او لباس می پوشیدند. یا زمانی كه در هوای سرد او كلاه گردی را بر سر می گذاشت بسیجیان دلاور نیز چنین می كردند. علاقه به او باعث شده بود كه تمام حركات رفتارها و شیوه های او در كردار سایر رزمندگان تداوم یابد.
او یكی از تواناترین فرماندهان در برنامه ریزی و اقداماتی بود كه می توانست رزمندگان را بر قوای ارتش بعثی چیره نماید. به همین دلیل در سخت ترین شرایط جبهه ها چشم ها به او دوخته می شد . برای نمونه در عملیات خیبر كه در اسفندماه سال 1363 در منطقه هورالهویزه انجام شد وقتی كه تلاش ها برای بازكردن جاده طلاییه به جزیره مجنون جنوبی ناكام ماند فرمانده جنگ از او خواست تا وارد میدان شود. لشكر امام حسین در آن زمان در كنار برادران ارتش در منطقه زید ماموریت داشت . حسین بلافاصله گردان های ورزیده لشكر را به جبهه طلاییه منتقل كرد تا بتواند این خواسته را اجرا نماید. او تمام فكر و همت خود را بكار گرفت و با حضور در خط مقدم درگیری دست راست خود را در راه خدا تقدیم نمود . حسین تا عملیات كربلای 5 كه در اثنای آن به شهادت رسید با نداشتن یك دست همچنان رزمندگان لشكر امام حسین را بر علیه قوای دشمن به كار می گرفت و ارتش بعثی را باحضور خود در همه میدان های نبرد دچار یاس و سرافكندگی می كرد . سرانجام این فرمانده دلاور و خستگی ناپذیر در 8 اسفندماه سال 1365 در منطقه عملیاتی كربلای 5 در حوالی شلمچه و در سن 29 سالگی بر اثر اصابت تركش خمپاره به دیدار دوست شتافت و برای همیشه جز شهدای زنده تاریخ ایران گردید.
شرح عشق ار من بگویم بر دوام
صد قیامت بگذرد و آن ناتمام


نوشته شده در : چهارشنبه 19 بهمن 1390  توسط : سید علی عمار.    نظرات() .

How can you heal an Achilles tendonitis fast?
دوشنبه 30 مرداد 1396 07:04 ب.ظ
Great work! This is the type of information that are meant to be shared around the web.
Shame on Google for not positioning this submit upper!
Come on over and discuss with my website . Thank you =)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر